بازدید : مرتبه
تاریخ : 1390/11/27
داستـانِ یـک دکـتـر معمولی ...

این داستانِ یک دکتر است. دکترِ داستانِ ما در حال حاضر در استرالیا زندگی می کند. زندگی بسیار مرفه ای دارد، زندگی که هیچیک از همکلاسی هایش حتی .......
ادامه مطلب
طبقه بندی: تلنگر!، برکتی،حرکتی!،
ارسال توسط صادق بابائی
بازدید : مرتبه
تاریخ : 1390/11/25
عشق را در فرهنگ دینی خود بجویید نه ولنتاین


یک استاد حوزه ودانشگاه گفت: امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) عامل وجود ارزشهای اخلاقی بودند.
حجت الاسلام والمسملیمن حسین دهنوی در جوار ملکوتی امامزاده شاهرضا با اشاره به اینکه ارزشهای اخلاقی غیر قابل تغییرند، اظهار کرد: احتمال تغییر مصادیق ارزش وجود دارد اما.........
ادامه مطلب
طبقه بندی: تلنگر!،
ارسال توسط صادق بابائی
بازدید : مرتبه
تاریخ : 1390/11/19

علی و رضا از دوران کودکی با یکدیگر دوست بودند . یک روز ، بعد از برگشتن ازمدرسه،آن دو در زمینه مسائل اجتماعی بحث کردند. ناگهان بعد از این که بحث شان بالا گرفت، علی در یک لحظه عصبانی شد و سیلی محکمی را به صورت رضا نواخت. رضا به دوستش خیره شد و روی شن ها نوشت:"امروز بهترین دوست من، به من سیلی زد". بعد از نوشتن این جمله ، آن دو قدم زنان به راهشان ادامه دادند .وقتی که می خواستند از روی رودخانه ای پر آب عبور کنند، ناگهان رضا داخل آب افتاد. علی ، بدون لحظه ای تردید و دودلی،داخل رودخانه پرید و رضا را نجات داد. بعد از آن ، رضا روی یک تخته سنگ نوشت:"بهترین دوست من، مرا نجات داد".
علی متوجه منظور رضا از این کارها نشد. بنابراین از او پرسید:"چرا وقتی من به تو سیلی زدم ،روی شن نوشتی اما وقتی تو را نجات دادم روی سنگ نوشتِی؟".رضا در پاسخ گفت:"دوست واقعی و حقیقی باید کارهای اشتباهی را که از بهترین دوستش سر می زند، فراموش کند اما در عوض کارهای مثبت و صحیح دوستش را همیشه به یاد داشته باشد".
طبقه بندی: تلنگر!،
ارسال توسط صادق بابائی
بازدید : مرتبه
تاریخ : 1390/11/19
استاد سید مجتبی حورایی:


ادامه مطلب
طبقه بندی: تلنگر!،


دختر خانمی حدود بیست ساله بود که برای مشاوره مراجعه کرده
بود. می گفت: مشکل من این است که شب ها هرگز نمی خوابم و تا صبح بیدارم و
روزها می خوابم. وقتی علت را پرسیدم، گفت: من با مادرم تنها زندگی می کنم و
بسیار نگرانم که مبادا مادرم.............
ادامه مطلب
طبقه بندی: تلنگر!،
ارسال توسط صادق بابائی
بازدید : مرتبه
تاریخ : 1390/11/2
در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی رو میشه در سجیه دید، این شمالیترین شهر دانمارکیهاست ..... جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمیشوند و بنابرین این راستا بوجود میاد.

و این همان چیزی است که در قرآن آمده است
سورة مباركه الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)
19. دو دریا را به گونه ای روان كرد كه با هم برخورد كنند.20. اما میان آن دو حد فاصلی است كه به هم تجاوز نمی کنند.21. پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنید؟
22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مىشود.
سوره مباركه فرقان آیه 53:
« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست كسی كه دو دریا را موج زنان به سوی هم روان كرد این یكی شیرین و آن یكی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.
سوره مباركه فاطر آیه 12:
وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
این دو دریا یکسان نیستند: یکی آبش شیرین و گواراست و یکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خورید، و از آنها چیزهایی برای آرایش تن خویش بیرون می کشید و می بینی که کشتی ها برای یافتن روزی و غنیمت، آب را می شکافند و پیش می روند، باشد که سپاسگزار باشید.
سوره مباركه نمل آیه 61:
اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿61﴾
[آیا شریكانى كه مىپندارند بهتر است] یا آن كس كه زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن، كوهها را [مانند لنگر] قرار داد، و میان دو دریا برزخى گذاشت؟ آیا معبودى با خداست؟ [نه،] بلكه بیشترشان نمىدانند.
طبقه بندی: تلنگر!، اسرار خدا،
ارسال توسط صادق بابائی
آخرین مطالب
تبلیغات


